غلامحسين رضانژاد
609
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
رحمت ذاتي حقّ به أعيان معدوم العين يا ثوابت اعيانى وصور علمي در ذات حقّ تعلّق گرفت واز معدوميّت خارجي بموجوديّت تحقّق يافتند ، وبتعبير ديگر حكم بوجود خارجي پيش از تعلّق به أعيان ثابته معنى ندارد . نكتهء مهمّ اينستكه : پس از رحمت ذاتي كه خداوند طبق صريح آيات قرآني بر نفس خود نوشت ؛ رحمتي كه بر جميع أشياء وموجودات شامل است ، همان وجود منبسط بوده واسم رحمان نيز از حيث همين بساطت وجودي در كلّ ممكنات سريان دارد ، وچنين وجودي از حيث مبدأ انبساط وتعيّن خود از غيب هويّت حقّ ، داراى مراتبى در تعيّن وظهور بوده واوّلين آن ، مراتب عالم معاني ودو ديگر عالم أرواح است كه ظهور آن بيش از عالم معاني بوده وسه ديگر عالم مثال جسدانى أرواح ومعاني است ، ولذا در اين عالم ، تعيّن وظهورى تحقّق پيدا نكرد ، مگر در جسد ، وچهارم عالم حسّى است كه اوّل آن صورت عرش محيط بجميع أجسام محسوس ومحدّد جهات است ودر همين عالم ، سير معنوي وجودي وصادر از غيب هويّت در مراتب كلّى پايان مىيابد وغايت آن ، عالم حسّ ميباشد ، واز همين معنى است كه استواء رحمان بر عرش آشكار گرديده ودر حقيقت رحمان عبارت از صورت رحمتي است كه همهء أشياء را فراگرفته وظهورات آن از حيث كلّيت در عرش بنهايت خود ميرسد . « بحث وتحقيق در تعلّق رحمت به اسم الرّحمان » أسماء الهى عبارتند از تعيّن حضرت ذات باعتبار صفتي از صفات وى ؛ وبهمين دليل خود هر اسمى نيز مانند سميع وبصير وقادر وحىّ وعليم ومريد ومتكلّم ، مانند ذات حقّ از أشياء بوده ، ولى ذات حقّ را بايد مشيّئ أشياء دانست ، وچون هريك بلحاظ شيئى بودن بجز ديگرى است ، وجميع آنها با ملاحظهء مغايرت مفهومي با يكديگر واز حيث تكثّر با ذات أحدى فرق دارند ؛ بالمآل همهء أسماء بعين واحدى راجعند كه آن عين واحد ذات الهى بوده وچون رحمت ذاتي طبق آيهء : « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ » كلّيهء أشياء را فراگرفته واز جملهء آنها أسماء را ؛ بنابراين ، در نخستين مرتبه بشيئى عين موجد تعلّق ميگيرد كه عين اسم رحمان است ورحمان از حيث تميّز ، بتعيّن خاصّ خود است كه با اسم اللّه فرق داشته واز آن متمايز ميباشد . پس رحمت ذاتي حقّ بمصداق كريمهء : « فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ » بعين رحمان تعلّق گرفته وبتجلّى ذاتي از حيث امتياز آن حاصل